شيشهٴ عينك به نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، مربوط ميشود. مقررات صنفي ونيز در فصل مربوط به بلورسازان (1284)، از آن ذكر ميكند.
قطعهاي از ترانههاي منسوب به ميسنر1 كبير مينهسانگر، كه از نسخهٴ بزرگ هايدلبرگ (حدود 1270) نقل شده است، قانعكننده نيست، چون واژهٴ اشپيگل ممكن است اشاره به عينك باشد يا به همان اندازه به ذرهبين دلالت كند.
اشارههاي غير مستقيم به ما كمك ميكند تا در اين امر تعيين كنيم كه عينك در اواخر سدهٴ سيزدهم يا اوايل سدهٴ چهاردهم، واقعاً ساخته ميشد و مورد استفاده قرار ميگرفت. برنارد دو گوردون2 پزشك ساكن مونپليه (حدود 1285 ـ 1308)، در كتابي به نام زنبق پزشكي كه در 1303، تأليف كرده است از عينك سخن ميگويد (چاپ ليون در 1474). در نسخههاي خطي قديم اين كتاب از عينك به صورت روشنكنندهٴ چشم سخن رفته، كه اين حاكي از آن است كه ابتدا، فقط از يك شيشهٴ عينك استفاده ميشده، و چگونه ميتوان اين عينك يك چشمي را از ذرهبين تميز داد؟ در نسخههاي بعدي كتاب واژهٴ جمع به كار رفته است3. گي دوكولياك4 در رسالهٴ كبير خود (1363)، از يك عينكساز سخن ميگويد، و پترارك هم سال بعد، به عينك اشارهاي دارد.
قديميترين اشاره به عينك در يك گزارش مربوط به سال 1316، ديده ميشود ((همچنين شيشهٴ چشمي داراي قاب)). قديميترين تصوير آن را در يك نقش ديواري ترويزو5 ميتوان ديد كه آن را در 1352، توماسو باريسينوي مُدِنايي6 ساخته است. اين تصوير اوگونه دي پرووِنزا7، كاردينال دومينيكي است كه عينك به چشم دارد، و نخستين كسي است كه با عينك نشان داده شده؛ البته اين تصوير ثابت نميكند كه او از آن استفاده ميكرده است.
جالب است كه دست كم از سه دومينيكي در اين مورد ياد شده است: جوردانه داريوالتو، الساندرو دلا اسپينا، و اوگونه دي پرووِنزا8. اين مطلب حاكي از آن است كه اين دومينيكيان تحصيلكرده اگر هم در اختراع عينك دخالتي نداشتند، در معرفي و اشاعهٴ آن نقش موٴثري ايفا كردهاند.
ظاهراً عينك نخست در دو نقطه ساخته شده و به تدريج از آن جاها به ساير نقاط جهان اشاعه يافته است. نخستين مركز به احتمال زياد ونيز، يا بهتر است بگويم شمال ايتاليا، بوده